اسحاق بن اسماعيل دهلوى

52

غاية الشفاء

بيشتر و به حركت سعال سپس ريخته شود و از گوشت گرمى كه نزديك اوست دوم آنكه در آغاز اين تپ فراشاد سرما باشد و عرق نكند الا قريب بحران هم در آغاز فراشاء كند و در آخر هم عرق كند سوم آنكه زبان سياه باشد يا زرد يا درشت و سياه بدتر باشد از درشت و زرد ؟ ؟ ؟ باشد چهارم آنكه فرق ميان محرقه و مطبقه آنست كه محرقه بنوبت غب قوىتر باشد و رنگ روى و چشم بدان سرخى و رگها بدان تيرى نباشد كه در غب مطبقه باشد پنجم آنكه بحران او يا بقى يا باسهال يا برعاف يا به عرق باشد و بايد دانست كه نكس اندر اين بيمارى كمتر اتفاق افتد و اگر افتد سبك‌تر از ديگرها باشد علاج اين تپ همچنان علاج غب خالصه است ليكن از بهر آنكه اندر اين تپ باطن سوزان‌تر از ظاهر باشد و تسكين حرارت بيشتر بايد كرد و بدين چهار طريق هواى خانه خشك كردن و شربتها و غذاها خنك دادن و نطولها و ضمادات بر سينه و سر و جگر نهادن اما تدبير هواى خانهء آنست كه اندر تابستان بادبيزنها بياويزند و باهستگى مىكشند برف و يخ بسيار نهند شاخهاى بيد شسته بر بستر نهند و ميوه بسيار چون سيب و آبى و ازين قسم بشگافند گلاب و كافور و اندكى صندل سوده و سركه پاشيده و بنفشه و نيلوفر بيشتر حاضر دارند و بستر بيمار طبرى سازند و اگر در خانهء آب روان باشد بهتر است و ديوار خانه به گل پاكيزه اندوده كنند گلاب و سركه بر ديوارها پاشند تا بوى گل برآيد و سكنجبين كه از شيرهء تخم خيار زه و بادرنگ و تخم خرپزه و تخم كسنه ساخته باشند با آب آلو و آب تمر هندى سخت موافق باشد و اگر طبع نرم باشد آب انار رامك و پوست جو دهند و اگر يك دو مجلس اجابت مىكند باز نبايد داشت شراب ريواج و شراب انار و شراب ليمون و شراب صندل و شراب سيب ترش يا گلاب مىبايد داد و شراب صندل سرخ موافق باشد و آب خرپزه هندى يا آب ترش خيار و آب كدو يا اندكى آب غوره بايد داد باندكى شكر و يا سكنجبين ساده و هر روز اين شربتها اندك‌اندك مىبايد چشيد و هرگاهى كه اثر نضج پديد آيد و حرارت تپ اعراض آن بر حال خويش